برقرارى رابطه حسنه بين فرد و مشاور
مشاور، با ايجاد رابطه حسنه ، اضطراب اوليه و ترس مراجعه كننده را كاهش ‍ مى دهد و اعتماد او را نسبت به خود جلب مى كند تا او با احساس امنيت و اعتماد، مشكلش را مطرح سازد.
مشاور، مبتنى بر رابطه ياورانه است . اين رابطه به چند صورت متصور است :(159)
1 - رابطه معلوم : يعنى رابطه اى كه به آسانى ، اطلاعات و نظريات و احساسها بين مراجعه كننده و مشاور رد و بدل مى شود و در آن گفتار و حركات مراجعه كننده براى خود او و مشاور معلوم است .
2 - رابطه مبهم : كه در آن ، گرچه مراجعه كننده از نظريات ، احساسها و علل حركات و گفتار خود، آگاهى ندارد، ولى براى مشاور، ابهامى ندارد.
3 - رابطه ناشناخته : كه در آن احساسها، عقايد و ... نه براى خود مراجعه كننده روشن است و نه مشاور توانسته آنها را كاملا بشناسد.
4 - رابطه پنهان : كه در آن گفتار و حركات مراجعه كننده گرچه براى خود او روشن و معلوم است ، ولى از مشاور مخفى نگهداشته شده و وى از آن آگاهى ندارد.
در نخستين جلسه مشاوره ، معمولا رابطه پنهان وجود دارد و مشاور بايد سعى كند اعتماد متقابل ايجاد گردد و از رابطه پنهان كاسته شود. هرچه رابطه ياورانه حسنه تر باشد مى تواند فرد را از ممانعتها و مقاومتهاى درونى آزاد كند و از سه رابطه منفى بكاهد و رابطه معلوم را افزايش دهد و اعتماد بين مراجعه كننده و مشاور را باعث گردد.
براى ايجاد رابطه حسنه و اعتماد بايد به نكات زير توجه شود:
يك - مشاور با رفتار دوستانه خود، زمينه اى فراهم كند كه فرد، احساس ‍ نمايد مشاور او را دوست دارد و برايش ارزش قايل است ، على (عليه السلام ) مى فرمايد: حسن الصحبة يزيد فى محبة القلوب (160)؛ يعنى : ((نيكويى رفتار، محبت قلبى مردم را نسبت به تو زياد مى كند)).
همچنين مشاور به هنگام ورود، به وى سلام كند. (سلام آن قدر اهميت دارد كه رسول خدا (صلى الله عليه و آله ) فرموده است : خمس لست بتار كهن حتى الممات ... وتسليمى على الصبيان ...(161) يعنى : ((پنج چيز است كه تا هنگام مردن من آنها را ترك نمى كنم ... (يكى از آنها) سلام دادن به بچه هاست .))) و احترامش گذارد و با او دست دهد پيامبر (صلى الله عليه و آله ) فرمود: تصافحوا فانه يذهب بالغل (162)، يعنى : ((با يكديگر مصافحه كنيد؛ زيرا كينه را از دلهاى شما مى برد)). و حالش را بپرسد و ابراز محبت نمايد و با وى همدلى كند و اين همدلى را اظهار كند، با چهره بشاش ‍ با او حرف بزند و نگاههاى محترمانه و ارزشمندانه به او داشته باشد و از حركات بى مورد بپرهيزد و او را بدون قيد و شرط بپذيرد و آمادگى خود را براى كمك به او اعلام كند.
دو - مشاور در رابطه مشاوره اى خود از ارائه نقشهاى تصنعى كه جزء شخصيت او نيست ، بپرهيزد؛ زيرا خواه ناخواه مراجعه كننده اين نقشهاى تصنعى را كشف مى كند و اطمينان نسبت به مشاور را از دست مى دهد. در حقيقت بايد از پاكى باطن برخوردار باشد و عمل و رفتار و نقش خود را با آن منطبق سازد. على (عليه السلام ) فرمود: زين الايمان طهارة السرائر وحسن العمل فى الظاهر(163) زيبايى ايمان در پاكى باطنها و (منطبق با آن ) عمل نيكو در ظاهر است .
سه - مشاور به انتظارات مراجعه كننده از خودش توجه داشته باشد و در برآوردن آنها تلاش نمايد و از تداخل مشغوليات ، در جريان مشاوره بپرهيزد؛ زيرا مشاور، داراى احساسات ، روشها، عادات و احيانا مشكلاتى است كه روى مشاوره اثر مى گذارد. بديهى است كه مشاور، بايد سعى كند تا تداخل مشغوليات خود را در جريان مشاوره به حداقل برساند و صرفا ذهنش را در راستاى انتظارات مراجعه كننده متمركز سازد.
معمولا انتظارات مراجعه كننده از مشاور، امورى از اين قبيل هستند:
الف - اضطراب نداشته باشد.
ب - صادق و با خلوص نيت باشد.
ج - نيازهاى مراجعه كننده را بشناسد.
د - از انگيزه هاى مراجعه كننده آگاه شود.
ه - احساس مراجعه كننده را دريابد.
و - قادر به ايجاد رابطه تواءم با اعتماد و احترام به مراجعه كننده باشد.
ز - خودانگيز و خلاق باشد.
در برابر، مراجعه كننده هم بايد در برآوردن انتظارات مشاور از وى تلاش ‍ كند تا رابطه حسنه دو طرفه برقرار شود. مشاور انتظار دارد كه مراجعه كننده ، به دور از نفاق و پرده پوشى ، مسايل مورد نياز را بگويد و براى خودآگاهى با همه توانش تلاش كند و به بهداشت روانى خود توجه داشته باشد و در حل مشكل خود كوشش نمايد و امورى از اين قبيل .(164)
چهار - مكانى براى مشاوره انتخاب شود كه حتى المقدور محيطى آرام و راحت باشد تا فرد بتواند با فراغت خاطر و بدون ترس و اضطراب ، مسايلش را مطرح سازد.
پنج - به وى اجازه داده شود جلسه را هر طور كه او مى خواهد آغاز كند.
شش - نقش حضور و سخن گفتن او در مشاوره برايش توضيح داده شود.
هفت - به احساسات ، ارزشها و عواطف وى توجه كافى شود و در مشاوره بيش از حد، بر جنبه هاى عقلانى و منطقى ، تكيه نشود.
هشت - از او تعريف و تمجيد به عمل آيد؛ مثلا به او بگويند تو فرد توانايى هستى ، خوب فكر مى كنى ، كارت مورد قبول است (البته توجه شود كه برخلاف واقع تعريف نشود) و خودت مشكل را حل خواهى كرد، من پيش ‍ بينى مى كنم كه به نتايج خوبى برسى ، دوستان خوبى پيدا مى كنى ، نمرات بهترى خواهى گرفت و...
نه - آشنا ساختن شخص به اينكه اين مشكل منحصر به او نيست ، ديگران هم نظير اين مشكل را دارند، بنابراين ، جاى نگرانى نيست .
ب - محرمانه ماندن مذاكرات
بايد به شخص ، اطمينان داده شود كه مذاكرات جلسات مشاوره محرمانه مى ماند و به هيچ وجه بدون اجازه او افشا نخواهد شد.
ج - سازماندهى مشاوره
خط مشى و چگونگى اجراى مشاوره يا روشى براى آغاز و ادامه و پايان مشاوره - كه ((سازماندهى مشاوره )) ناميده مى شود - تعيين گردد.
سازماندهى چارچوب مشاوره است كه فرد را يارى مى دهد تا احساس ‍ سردرگمى ، بى هدفى ، ابهام و بلا تكليفى نكند و از مشاوره نتيجه سودمندى بگيرد.
در سازماندهى بايد مشخص شود كه فرد به منظور چه هدفى از اهداف ، نظير تغيير عادات نامناسب ، بهبود روابط خود با ديگران ، حل مشكل اشتغال ، حل ناراحتيهاى خانوادگى و امورى از اين قبيل ، به مشاور مراجعه كرده است .
همچنين درباره نقشهاى هريك از مشاور و مراجعه كننده در مشاوره و اينكه چه انتظارى از هريك از آن دو هست ، بايد گفتگو شود.
تعيين زمان براى هر جلسه مشاوره نيز ضرورت دارد و بايد توجه داشت كه كودك و نوجوان و بزرگسال در چه مرحله اى از رشد و توان براى تمركز حواس است و مشاوره تا چه مدت زمان برايش مفيد است ؛ مثلا بايد هر جلسه مشاوره براى كودكان دبستان بيش از 25 دقيقه و براى نوجوانان 35 دقيقه و براى بزرگسالان 45 تا 60 دقيقه ، بيشتر طول نكشد.
تعيين زمان باعث مى شود كه وقت مشاور، بين همه مراجعه كنندگان تقسيم شود و همگى بتوانند از مشاور استفاده كنند. و نيز با تعيين زمان از پراكنده گويى جلوگيرى مى شود و نيرو و دقت مشاور و شخص مقابل تلف نمى گردد. همچنين در تعيين زمان ، با توجه به نوع مشكل فرد، تعداد جلسات مشاوره به صورت تقريبى مشخص مى شود.
انجام اين نوع امور و نظاير آن در اولين جلسه مشاوره ، سازماندهى مشاوره است .
د - احتياط در شروع مشاوره
مشاور در آغاز مشاوره ، بايد با احتياط بيشترى عمل كند و به رد عقايد و افكار طرف بپردازد. و در جايگزين كردن عقايد و افكار صحيح به جاى آنها تعجيل نكند. و او را تحت فشار قرار ندهد؛ زيرا تعجيل و تحميل ، برقرارى رابطه حسنه را مشكل مى سازد و چه بسا شخص را ناراحت و نگران كرده ، او را به ترك مشاوره يا سكوت ، بكشاند.
ه - پديدار ساختن شخصيت مراجعه كننده
سعى شود شخصيت مراجعه كننده به خوبى پديدار شود.
شخصيت انسان به طور شگفت انگيزى پيچيده است . و مى توان گفت شخصيت مراجعه كنندگان همانند غالب انسانها، كاملا قابل درك و توصيف نيست ، بويژه در شروع آشنايى كه قسمتهايى از آن شخصيت ديده مى شود؛ مانند بخشهايى از توده هاى يخ كه بالاى سطح آب قرار دارد، قابل مشاهده است ولى بخشهاى ديگرى از آن كه در زير آب است ديده نمى شود مگر آنكه با غلتيدن اين توده هاى يخ و چرخش آنها قسمتهاى ديگر، قابل رؤ يت گردد. در جلسه مشاوره ، بيشتر بخشهاى شخصيت مراجعه كننده ، پنهان است و گاه براى خود مراجعه كننده نيز مخفى است ، مشاور بايد شخصيت مراجعه كننده را به چرخش درآورد تا تمام ابعادش ‍ پديدار گردد تا هم خود مراجعه كننده به خودشناسى برسد و هم مشاور بداند چگونه و از چه راههايى به حل مسايل و مشكلات او مى توان رسيد.
و - تاءثير متقابل مشاور و مراجعه كننده
مشاور و مراجعه كننده هر كدام داراى نيازها، نظام ارزشى ويژه ، مفهوم خاصى از خويشتن ، جهان بينى و انسان شناسى مخصوصى هستند كه در رابطه مثبت و منفى مشاوره اثر مى گذارند. اگر مشاور و مراجعه كننده در اين خصوصيات با هم توافق داشته باشند و يا به توافق برسند، رابطه مثبت برقرار مى شود و اگر با همديگر، در اين خصوصيات تصادم داشته باشند، اين رابطه ضعيف خواهد بود.(165) بر اين اساس ، مشاور بايد سعى كند كه با توجه به اصول عقلى و ارزشهاى دينى ، اين توافق ايجاد شود. توانايى مشاور در فهم ويژگيهاى مراجعه كننده و سازگار كردن آنها با اصول ارزشى قابل قبول ، به ايجاد رابطه حسنه و اعتماد بين مشاور و مراجعه كننده نيز، كمك مى كند.
ز - نكات قابل توجه در شناخت شخصيت مراجعه كننده
در جريان مشاوره ، بويژه در مرحله آغاز، براى اينكه مشاور به كل شخصيت سازمان يافته مراجعه كننده كه حاصل هماهنگى و وحدت افكار، احساسات ، گفتار و رفتار اوست ، پى ببرد، توجه به امور زير مطلوب است :
1 - براى اينكه مراجعه كننده تجربيات خويش را جزئى از خود احساس ‍ كند، از وى خواسته شود تا ضمير اول شخص را در جملات خود به كار ببرد و از به كار بردن ضماير غايب ، اجتناب نمايد.
2 - به منظور كشف انديشه شخصى مراجعه كننده ، وى تشويق شود كه در مسايل اظهار نظر كند و فكر و انديشه خاص خود را بيان كند و نظر خود را نسبت به ديگران و رابطه با آنها ابراز نمايد.
3 - براى اينكه مراجعه كننده بدون ابهام ، خود را نشان دهد، از وى خواسته شود از جملات خبرى و نه جملات سؤ الى ، استفاده كند و اتفاقات و كارها را آن طور كه واقعيت يافته ، نقل نمايد.
4 - براى اينكه مراجعه كننده در توجيه كارها به دليل تراشى روى نياورد، از وى خواسته شود از چگونگى رفتار سخن بگويد و به چرايى رفتارش ‍ نپردازد.
2 - مرحله ادامه
در اين مرحله علاوه بر روشهاى مرحله آغاز به رعايت روشهاى زير توصيه مى شود:
الف - توجه دقيق به صحبتهاى مراجعه كننده
مشاور بايد به طور كامل و دقيق به گفته هاى فرد گوش دهد و در ضمن سخن گفتن وى سكوت اختيار نمايد و با چيزى بازى نكند و عوامل مزاحم ديگر را نيز از بين ببرد. درست و دقيق گوش ندادن باعث تضييع حق از مراجعه كننده است و به همين دليل جايز نيست . در حديثى از امام صادق (عليه السلام ) نقل شده است كه ...سوء الاستماع منه خيانة ؛(166) بد گوش ‍ كردن به گفتار طرف مقابل ، خيانت محسوب مى شود)).
ب - پرسش به منظور كسب اطلاعات عميق تر
پرسش از شخص بايد به منظور كسب اطلاعات عميق تر و موثق درباره او و موقعيت و متناسب با سن و توانايى و مشكل وى انجام شود تا بر اساس آن به امور لازم هدايت گردد.
پرسشهاى زير نمونه اى از پرسشهاى هدايت كننده است :
1 - آيا از نظر سلامت جسمى ، مشكلى دارى ، آنها چيست ؟
2 - چه چيزهايى شما را بيشتر در زندگيتان نگران و ناراحت مى كند؟
3 - خوش ترين لحظات زندگى شما چه مواقع است ؟
4 - هدفهاى شما در زندگى چيست ؟
5 - سه تا از مهمترين آرزوهاى خود را به ترتيب اهميت نام ببر.
6 - از مدرسه چه احساسى دارى ؟
7 - كداميك از دروس مدرسه را دوست ندارى ؟
8 - مشكل شما چگونه به وجود آمد؟
9 - در اين مورد چه احساسى دارى ؟
10 - بزرگترين مانع در كارت چيست ؟
11 - بهترين دوست شما كيست ، روابط شما با او در چه حد است ؟
12 - درباره خانواده ات چه مى توانى مطرح كنى ؟
13 - اگر بخواهيد در منزلتان چيزى تغيير كند، آن چيست ؟
14 - از هفته گذشته تاكنون چه افكار جديدى در شما پديد آمده است ؟
ج - استفاده از روش تست
براى فراهم آوردن اطلاعات لازم در زمينه صفات و خصوصيات شخصى ، پندار، تعيين ميزان پيشرفت تحصيلى و كمك براى تصميم گيرى در مسايل زندگى و شغلى دانش آموزان ، مى توان از روش تست و پرسشنامه نيز استفاده كرد.(167) البته تست در صورتى مناسب است كه نگرانى و ترس را در دانش آموز، ايجاد ننمايد و او را به مشاور، وابسته نسازد.
د - پى بردن به علل سكوت و مقاومت مراجعه كننده
اقدام مناسب در برابر سكوت و مقاومت مراجعه كننده با توجه به علل آن و چگونگى برخورد صحيح با آن .
سكوت از نظر مشاوره و روان درمانى ، داراى اهميت خاصى است و به همان اندازه گفتار كلامى با معناست و مى تواند بيانگر مسايل بسيارى از قبيل ترس ، خشم ، بى حوصلگى ، احترام ، نگرانى ، اندوه يا نفرت باشد. مشاور بايد سعى خود را به كار گيرد تا به معناى احتمالى سكوت پى ببرد. سكوت مراجعه كننده علل متعددى دارد؛ از جمله :
1 - سكوت در لحظات اوليه ممكن است به خاطر نبودن ايجاد رابطه حسنه مشاوره اى بين فرد و مشاور باشد.
2 - سكوت در مراحل آخر مشاوره ممكن است به خاطر اين باشد كه مراجعه كننده چيزى ديگر براى گفتن ندارد.
3 - ممكن است سكوت به خاطر اين باشد كه وى از نتايج و چگونگى ادامه مشاوره رضايت نداشته است .
4 - ممكن است سكوت به خاطر اين باشد كه براى فرد احساس بسيار ناراحت كننده اى (مثل مرگ مادر و ...) پيدا شده كه در اين صورت بايد با او همدردى كرد و در شكستن سكوت عجله نكرد.
5 - گاهى سكوت شخص بدين سبب است كه مشاور نقش فعال ترى در مشاوره داشته باشد و به سخنان خود ادامه دهد.
6 - و گاهى سكوت به سبب خستگى زياد است كه نياز به استراحت دارد.
7 - و گاهى بدين علت است كه درباره موضوع طرح شده به تفكر و تاءمل فرو رود.
براى شكستن سكوت ، نبايد عجله كرد و حتى الامكان به صورت دعوت غير مستقيم ، مثل تكان دادن چشم ، سر و دست اشاره به شروع صحبت كند يا بگويد: بلى ، ديگر چه ؟، ادامه آن چيست ؟ و يا مشاور به خلاصه كردن و دوباره گويى سخنان او بپردازد و بعد از او بخواهد تا بقيه موضوع را بيان كند.
گاهى فرد در برابر مشاور به صورتهاى مختلف مقاومت مى كند، از جمله به شكل :
يك - بى ميلى به مشاوره .
دو - نپذيرفتن گفته يا پيشنهاد مشاور به عبارتهايى نظير من نمى توانم انجام دهم ، وسايل كافى ندارم ، اين راه را قبلا هم رفته ام و نتيجه نگرفته ام ، اين عقيده را دوست ندارم ، فكر خوبى است ولى عملى نيست ، اين اصل هم مؤ ثر نخواهد افتاد.
سه - حضور نيافتن به موقع براى مشاوره .
چهار - سعى در پوشاندن عواطف و احساسات خود.
پنج - سكوت طولانى .
شش - اظهار بى اعتقادى به روان شناسى و...
هفت - سعى بر پايان دادن هرچه زودتر جلسه مشاوره .
هشت - پرداختن به موضوعات پراكنده و غير مناسب با موضوع مشاوره .
نه - نامناسب دانستن محيط مشاوره (در حالى كه مناسب است ).
ده - اظهار ترس از حل نشدن مشكل .
براى از بين بردن مقاومت بايد اولا: عوامل بيرونى (مثل محيط نامناسب ، پاسخ درست نشنيدن از مشاور و...) و عوامل درونى (مثل ترس از حل نشدن مشكل و بدتر شدن شرايط، خستگى ، بيمارى و...) را كه موجب مقاومت شده شناسايى و از ميان برداشت .
ثانيا: آنچه در برقرارى روابط حسنه مشاوره اى گفته شد به كار گرفته شود.
ثالثا: به طور موقت گفتگو را از حالت مشاوره اى خارج و درباره مطالب روزمره ، بحث را ادامه دهند.
رابعا: در صورت ناموفق بودن مشاوره ، بايد براى از بين بردن مقاومت فرد، مشاوره را خاتمه و او را به مشاور ديگر ارجاع داد.
ه - بازى درمانى در مشاوره با كودك و نوجوان
مشاور بايد از خصوصيات روانى و توانمنديهاى جسمى و ميزان علاقه كودك و نوجوان به بازيهاى مختلف آگاه باشد. در بكار گرفتن روش بازى درمانى ، درك نيازها، احساسها، عواطف و دنياى خيال كودك و ويژگيهاى سنى مراجعه كننده ضرورت دارد. استفاده از اين روش آن هنگام قرين موفقيت خواهد بود كه مشاور داراى ذهنى محدود نباشد و بتواند پرواز كودك را به دنياى خيال ، در سطحى ماوراى معنايى كه بزرگسالان از آن دارند، تصور نمايد و وى را از فشارهاى اجتماى (خانواده ، مدرسه و...) محفوظ نگهدارد و با او ارتباط صميمى برقرار كند و با احساسها و عواطفى كه نسبت به اسباب بازيها يا همبازيها، از وى آشكار مى شود، احساس ‍ همدردى ، همبستگى و موافقت نمايد؛ زيرا دنياى كودك متغير، ظريف ، پرتحرك و فعال ، احساسى و عاطفى است .
مشاور موفق آن است كه بتواند بفهمد روش برخورد كودك با بازى ، انتخاب او و اهميتى كه بدان مى دهد، همه مشخص كننده نگرش او و رابطه اش با محيط و اطرافيانش و ويژگيهاى روانى و رفتارى اوست . و به طور كلى درك كند كه رفتارها و گفتارها از چه نوع كاستيها، ناراحتيها و اختلالات روانى حكايت دارند؛ مثلا بفهمد كودكى كه عروسك و اسبابازيهاى ديگرش را مى زند و يا مى شكند، انتقامجو است ، كودكى كه كمتر خود را درگير بازى مى كند و گوشه گير است ؛ شكست خورده است و كودكى كه از بازى با همسنهاى خود طفره مى رود، توانايى تطابق صحيح با محيط و همبازيها را ندارد. و چه بسا ترس دارد از اينكه نقش خود را خوب در بازى ايفا كند و به خود اعتماد ندارد، چنين كودكى آمادگى بدگمانى را به خود و ديگران دارد.
مشاور بايد با توجه به تفاوتهاى سنى كودكان و نوجوانان و گرايش آنان و نوع مشكل مراجعه كننده ، زمينه بازيهاى متنوع انفرادى و گروهى و استفاده از اسباب بازيهاى مختلف و همبازيهاى متناسب را فراهم سازد.
وسايلى كه براى بازى انتخاب مى شود بايد كودك را در آموختن هماهنگى چشم و دست ، درك تناسب شكلها و رنگها، كنترل و تقويت عضلات ، تقويت فكر، پرورش روحيه و توانايى تصور، انضباط فكرى و تلاش عملى و امورى از اين قبيل يارى رساند تا كودك بتواند چيزهايى را كشف كند و سازندگى و خلاقيت در او ايجاد گردد.
معمولا اگر مشكل كودك و نوجوان از نوع مشكلات عاطفى باشد، بازى درمانى انفرادى و اگر مشكل از نوع ناسازگاريهاى اجتماعى باشد، بازى درمانى گروهى ، مؤ ثرتر است .
هدايت كردن بازى توسط مشاور نيز، از اهميت برخوردار است . مشاور براى ايفاى اين نقش بايد خود نقشى را در بازى به عهده گيرد و فكر و نقشه بازيكنان و خواسته هاى آنان را درك كند تا بتواند مانند يكى از آنان ، نظر مشورتى خود را مطرح سازد و بدينوسيله چيز جالبى را به بازى اضافه كند و يا جهت تازه اى به آن بدهد. البته چه بسا كه همين فرد، مشكل دار و يا عضوى جسور و خودخواه باشد و انعطاف نپذيرد و حتى اعضاى ديگر خط دهى او را بپذيرند و با ميل و رغبت از او حرف شنوى داشته باشند. و مشاور در تغيير و يا جهت دادن به بازى با دشوارى رو به رو شود. مهارت و هنر مشاور در اين موارد اين است كه افراد را سازماندهى كند و با ظرافت خاصى از بروز اختلاف جلوگيرى نمايد. و در صورت بروز نزاع و كشمكش ‍ بر سر تقسيم نقشها، تغيير بازى ، افزودن نقشهاى جديد و ... هوشيارانه به حل و فصل سريع بپردازد و پرخاشگريها و ستيزه جوييها را تعديل كند و با جهت دادن به فعاليتها زمينه هاى انحرافى را اصلاح و يا كاهش دهد. و از ناكامى فرد مشكل دار ممانعت نمايد و سعى كند در مواقعى اين فرد طعم موفقيت را بچشد.
كودك و نوجوان در بازى انفرادى و گروهى ، عقايد، احساسات ، نيازها، علايق ، مشكلات ، نگرانيها، ترسها، ناسازگاريها و سازگاريها و عواطف خويش را ابراز مى كند و مشاور با ايجاد رابطه حسنه با او، وى را كمك مى نمايد تا مشكلاتش بيان شود و راه حلى برايش پيدا كند.
مشاور، در ضمن بازى بايد به احساسات كودك يا نوجوان توجه كند و وى را به كار و فعاليت تشويق نمايد و از سرزنش او، بويژه در برابر ديگران ، بپرهيزد. و به تدريج به وى بفهماند كه اگر بخوهد در بازى يك فرد قابل قبول به حساب آيد، بايد درستكار، حق طلب ، مسلط به خود و با انصاف باشد. و نيز به وى اطمينان دهد كه بازى او معنادار و معتبر است و جايى براى عصبانيت و خشم و عمل تهاجمى يا تلافى جويانه نسبت به ديگران نيست . و بدين صورت ، زمينه را فراهم سازد تا وى با ديگر اعضا رابطه دوستانه برقرار نمايد، احساس مسؤ وليت كند، به ارزيابى منصفانه رفتارش ‍ و همبازيهايش بپردازد و روحيه سازگارى پيدا كند و براى بازى دسته جمعى با هدفى واحد كوشش نمايد و با آنها متحد عمل كند.
با اعمال روش بازى درمانى ، تمايل به بازى و سرگرمى در كودك و نوجوان ارضا مى شود، انرژى مازادش تخليه مى شود و از عوارض تراكم انرژى جلوگيرى شده ، باعث آرامش و اعاده قواى ذهنى تضعيف شده مى گردد و وى را براى رشد نيروهاى خام و آماده سازى آنان براى استفاده در زندگى ، قادر مى سازد. احساسات و مسايل ، ابراز مى گردد و فرد، به خودشناسى مى رسد. كودك با واقعيتها وفق مى يابد و مفاهيم اجتماعى و اخلاقى را در خود رشد مى دهد و نقشهاى مختلف بزرگسالان ، مقررات اجتماعى و معيارهايى را كه رفتار وى را تنظيم كند، مى آموزد. و در يك تجربه يادگيرى كاملا اجتماعى و پيچيده درگير مى شود و بر اضطرابها و ناراحتيهايش غلبه مى نمايد و تسلط خود را بر موقعيتها افزايش مى دهد و اعتماد به نفس ‍ بيشترى پيدا مى كند. بازى حتى عاملى در پرورش ذهنى كودك و نوجوان به شمار مى آيد. آنچه را آموخته ، ضمن بازى تكرار مى كند و در هنگام تكرار درباره آنها مى انديشد و معناى بسيارى از اين پديده ها برايش قابل فهم تر مى گردد. فعاليت فكرى كودك و نوجوان ضمن بازى ، همواره با تصور، همراه است ؛ مثلا وقتى نقشى براى خود انتخاب مى نمايد، در ذهن خود، رفتار، حركات و گفتار خويش را تصور مى كند و در تجسس ابزار و وسايلى براى اجراى نقش نيز مى انديشد و بدينوسيله به افزايش هوش او مى انجامد.
و - انعكاس محتوا
مشاور، به انعكاس محتواى (168) كلام مراجعه كننده بپردازد؛ به اين صورت كه به حرفهاى مراجعه كننده خوب گوش دهد و چكيده و مسايل مهم آن را با عبارتهاى خودش (و نه به عبارتهاى مراجعه كننده ) و به شكلى ديگر به او بازگو نمايد. با انجام اين كار، مراجعه كننده احساس مى كند كه حرفهايش ‍ شنيده شده و مورد توجه مشاور قرار گرفته و توسط وى درك شده است (و اين كار به مراجعه كننده كمك مى كند تا در كاوش خويش به پيش برود) و همچنين خود مراجعه كننده از گفته خود آگاهى بيشترى پيدا مى نمايد و حقيقتا اهميت آنچه را گفته ، درك مى كند، علاوه بر اينكه مشاور هم اطمينان پيدا مى كند كه منظور مراجعه كننده را درست فهميده است .
ز - انعكاس احساسات و زبان مشابه
انعكاس احساسات (169) نيز از مهمترين مهارتهاى مشاوره است ؛ زيرا مشاوره همراهى كردن با مراجعه كننده است كه در حال شناسايى خويش ‍ مى باشد. اين همراهى به اين است كه مشاور، خود را جاى مراجعه كننده بگذارد و (به تعبير استعارى ) با كنشهاى او راه برود(170) و اين در صورتى است كه آنچه را كه مراجعه كننده احساس مى كند بفهمد و براى او منعكس ‍ سازد.
اين مهارت در عين شباهت با انعكاس محتوا، با آن متفاوت است ، هردو بازگرداندن اطلاعات به دست آمده از مراجعه كننده به خود اوست ، ولى انعكاس محتوا با اطلاعات و افكارى سر و كار دارد كه مراجعه كننده ، خود گفته است ، در حالى كه انعكاس احساسات با هيجانها و احساسهاى مراجعه كننده سرو كار دارد و به رفتارهايى از قبيل : سريع حرف زدن ، سرخ شدن چهره ، لكنت زبان ، آه كشيدن ، اصرار بر يك مطلب ؛ توجه مى شود و مشاور، درك خود را از اين گونه احساسها و چگونگى رفتار و گفتار مراجعه كننده ، بازگو مى كند.
انعكاس احساسات بايد به گونه اى باشد كه ارزشهاى خود مشاور به صورت موافقت يا مخالفت در آن نباشد، بلكه بايد با همان اهميتى كه فرد اظهار داشته و با همان لحن و نحوه گفتار، منعكس شود تا فرد، حالات و عواطف خود را بدون كم و زياد در آيينه انعكاس ببيند.
با انعكاس ، او به خوبى مى فهمد كه مورد درك و پذيرش مشاور قرار گرفته است . و واقعيتى را مشاهده مى نمايد كه او را به تفكر و انديشه بيشتر، تشويق مى كند، حالت دفاعى او كاسته مى شود و مى تواند به ارزشيابى اعمال و رفتارش ، اقدام نمايد. او مى فهمد كه خود احساس و عمل او از عوامل ايجاد كننده مشكل به حساب مى آيند. بنابراين ، با شناخت اين امور، خود به راه حل مناسب دست مى يابد.
مشاور، به منظور پيوند با مراجعه كننده و ايجاد احساس نزديكى مراجعه كننده با وى ، مى تواند در انعكاس روش ، استفاده از زبان مشابه را به كارگيرد.
مردم به شيوه هاى گوناگون فكر مى كنند و تجربه به دست مى آورند و از دنياى اطرافشان آگاه مى شوند و افكار و احساسات خود را به آگاهى ديگران مى رسانند. اين شيوه ها عبارتند از شيوه ديدارى ، شيوه شنيدارى و شيوه احساسى .
اكثر مردم در اظهار افكار خود، غالبا از يكى از اين شيوه ها استفاده مى كنند. البته برخى به هر سه شيوه تسلط دارند و به راحتى قادرند با هريك از آنها فكر كنند.
مشاور، با توجه به جملات و كلماتى كه مراجعه كننده مى گويد، مى تواند نوع زبان مورد استفاده او را تشخيص دهد و همتا سازى نمايد و هماهنگ با او كلماتى را به كار ببرد كه براى او با معناتر باشد؛ مثلا مراجعه كننده مى گويد: متوجه شدم كه از جلو من چيزهايى گذشتند، آنها زيبا بودند و... (زبان ديدارى ).
مشاور، هماهنگ با او مى گويد: چشم انداز خوبى را در پيش رو ديديد.
و يا مراجعه كننده مى گويد: من به حرف مادرم در مورد آنچه درباره زنم مى گفت ، گوش مى دادم ، اما اخيرا متوجه شدم برخى از آنها نادرست بوده است (زبان شنيدارى ).
مشاور مى گويد: به نظر مى رسد شما در مورد صحت گفته هاى مادرتان شك داريد.
و يا مراجعه كننده مى گويد: از محبت او بسيار خوشحال شدم و احساس ‍ خوبى نسبت به او پيدا كردم (زبان احساسى ).
مشاور مى گويد: احساس شما نسبت به او تغيير كرده است و حالا احساس ‍ خوبى داريد.
+ نوشته شده در  سه شنبه بیست و چهارم بهمن ۱۳۹۱ساعت 18:31  توسط اسماعیل-دوستکان  |