صفات و ويژگيهاى مشاور
مشاور كارامد و موفق ، مشاورى است كه از ويژگيهاى شخصيتى ، علمى ، اخلاقى ، عاطفى ، اجتماعى و تواناييهاى لازم برخوردار باشد.
الگوى مشخصى كه از همه صفات ، تواناييها و شخصيت و منش يك مشاور كارآمد حكايت كند، وجود ندارد، بلكه بهترين توصيف براى او صفاتى از قبيل : خوش خلقى و برخورد شايسته با ديگران ، برخوردارى از نگرش ‍ مثبت نسبت به زندگى ، اعتماد به نفس ، توانايى نفوذ در مراجعه كننده ، توانايى تصميم گيرى در مواقع مناسب ، تحمل فشارهاى روانى در موقعيتهاى خاص و بحرانى ، مانند موقعيتهاى انتقاد و تحقير، كظم غيظ و فرو بردن خشم و عدم اظهار آن ، توانايى درك و احساس همه هيجانهاى آدمى مانند نشاط، غم ، همدلى ، محبت ، صميميت ، فداكارى ، احساس ‍ خوشبختى و ...، برخوردارى از عقل و درايت و ثبات انديشه ، توانايى شناخت مسايل و مشكلات و تجزيه و تحليل آنها و استنتاج از آنها و نظاير اينها.
اينك ، برخى از صفات مشاور را كه نقش بيشترى در موفقيت مشاور دارد، توضيح مى دهيم و احاديثى از معصومين (عليهم السلام ) را نيز در صفات مشاور مى آوريم :
آن كه عهده دار امر مشاوره است ، بايد داراى تواناييهاى زير باشد:
1 - عالم و صاحبنظر در موضوع مورد مشاوره و زمينه هاى آن
مثل مسايل روان شناسى ، اصول تعليم و تربيت ، اصول و فنون مشاوره و راهنمايى و آگاهيهاى اجتماعى ، شغلى ، فرهنگى ، دينى و ... باشد.
2 - توانايى ايجاد ارتباط عاطفى با ديگران
مشاوران كارامد، موفقيت خود را در اين مى دانند كه مى توانند با ايجاد ارتباطهايى به مراجعه كنندگانشان بپردازند تا از توجه مناسب برخوردار و از تهديد به دور باشند، به طورى كه در اين ارتباط، هر دو احساس امنيت و مصونيت كافى كنند و به عنوان اشخاص واقعى و خود انگيخته عمل كنند. ماهيت اين ارتباط، مى تواند خود به خود درمان كننده باشد و عمدتا بستگى دارد به اينكه مشاور به عنوان يك شخص واقعى عمل نمايد.(96)
3 - خلوص
مشاور، بايد انگيزه هاى خود را براى قبول مسؤ وليت مشاوره و كمك مراجعه كنندگان ، مورد بررسى قرار دهد و دقيقا انتظارش را از ارتباط مشاوره اى ، براى خودش خالص سازد. تعدادى از مشاوران در بسيارى از اوقات از دلايل رضايت شخصى خود نسبت به مشاوره ، بى اطلاعند و بدون انگيزه كمك به ديگران ، نظر مشورتى مى دهند و يا انگيزه خالص ‍ ندارند، بلكه براى اجتناب از رويارويى با مشكلات شخصى ، حاضر مى شوند به ديگران كمك كنند و يا به دليل انگيزه هاى شخصى ديگر، مانند اينكه مشاوره براى او اعتبار و سلطه مى آورد و به وى اعتماد مى كنند، اقدام به قبول مشاوره مى نمايند.
4 - حلم و بردبارى
مشاور با مراجعه كنندگانى از فرهنگها و سليقه هايى مختلف ، با ارزشهاى بسيار متفاوت با فرهنگ و ارزشهاى خودش ، ملاقات دارد. تفاوتهاى سنى ، نژادى ، جنسى و طبقه اجتماعى - اقتصادى ، احتمال تضادهاى فرهنگى و ارزشى را افزايش مى دهد.
مشاور بايد با چنين مراجعه كنندگانى رو به رو شود و سعى كند مراجعه كننده را با ارزشهاى اجتماعى ، اخلاقى و دينى مورد قبول ، آشنا كند و ارزشهاى درست او را بپذيرد و تاءكيد كند و ارزشهاى ساختگى وى را در مقايسه با ارزشهاى صحيح ارزيابى كند. وظيفه مشاور، تشويق ارزشيابى عينى نگرشها، معيارها و اعمال است ، مشاور حق ندارد ارزشهاى خود را به مراجعه كننده ، تحميل كند.
5 - توانايى ادامه مشاوره و شهامت پيگيرى مسايل و مشكلات ، تا مرحله حل آنها
مشاور بايد براى كمك به ديگران شهامت و اعتماد به نفس داشته باشد و تقاضاى كمك را ناديده نگيرد و به دليل عدم تمايل به درگيرى با شخص ‍ ديگر، عذرخواهى ننمايد. و يا آنكه نگويد كه آن مورد، از حيطه مشاوره ، خارج است . مشاور كارامد به پذيرش مسؤ وليتها علاقه مند است و خود را در موقعيتهاى خطر شخصى ، عاطفى ، حرفه اى و ...، قرار مى دهد و چنين نيست كه فقط در محدوده امن و مشخص اعمال نمايد.(97)
6 - رازدارى
رازدارى به معناى محرمانه نگهداشتن تمام اطلاعات مربوط به مراجعه كننده است كه در جريان مشاوره بيان كرده است . حفظ اسرار مراجعه كننده ، از حقوق وى به حساب مى آيد؛ زيرا ارتباط مشاوره اى ، يك ارتباط خصوصى بر اساس اعتماد است و بايد در هر شرايطى به اسرار شخصى كه بر اساس اين اعتماد بيان گرديده ، احترام گذاشت و آنها را حفظ كرد و رازدارى بخشى از اصل اخلاق حرفه اى است و از اين رو بايد دقيقا رعايت شود، بر اين اساس ، بايد:
الف - ثبت مصاحبه ها و گفتگوهاى مشاوره اى به صورتى باشد كه قابل استفاده براى غير مشاور نباشد و يا گزارشها در جاى امنى نگهدارى شود و پس از پايان ارتباط مشاوره اى ، نابود گردد. براى اطمينان بخشى به مراجعه كننده از جهت رازدارى ، مى توان آنچه را كه مراجعه كننده اجازه مى دهد، يادداشت و ثبت شود و زياده بر آن را صرفا مشاور، به خاطر بسپارد.
ب - هرگاه ارجاع به مؤ سسه يا مشاور ديگر صورت بگيرد و يا در مورد مراجعه كننده با فرد ديگرى از خانواده گفتگو شود، از مراجعه كننده اجازه گرفته شود.
ج - در مواردى كه لازم باشد، به دليل قانون يا خطرى كه زندگى مراجعه كننده يا ديگرى را به خطر مى اندازد، سرى فاش شود، بايد مشاور، مراجعه كننده را مطلع سازد.(98)
7 - نقش الگويى
از آنجايى كه در مشاوره ، مراجعه كننده به تقليد اعمال مشاور مى پردازد و برخى عقايد و نگرشهاى او را به عنوان عقايد و نگرشهاى خود تلقى مى كند، مشاور بايد از خود، ارزشها و رفتارش و صحت آنها، كاملا آگاه باشد و با احتياط كامل عمل كند و نسبت به امور كم ارزش ، تعصب نورزد و حساسيت نشان ندهد بلكه افكار و ارزشهاى صحيح را تبيين نمايد و از سوى ديگر با عمل صحيح و با ارزش خود، او را به ارزشهاى دينى جذب نمايد.(99)
8 - احترام به همكاران
مشاور ممكن است به عنوان يكى از اعضاى گروه يا مؤ سسه اى كار كند، بايد به نقشها و حقوق همكارانشان از معلمان ، روان شناسان ، مددكاران اجتماعى و ... احترام بگذارد تا تضادهايى در زمينه اعمال قدرت و مديريت ، پيش نيايد.
9 - خودآگاهى
مشاور بايد براى كشف بيشتر تواناييها و محدوديتهاى خويش بكوشد و چگونگى درك مردم از وى و واكنش آنها نسبت به خود را دريابد و اين مستلزم خودآگاهى فزاينده است و به اين منظور، مشاور بايد خودش را تا حدودى در خطر آشكار ساختن بر ديگران قرار دهد و مشتاق دريافت باز خورد از ديگران باشد تا دريابد كه وى چگونه بر ديگران اثر مى گذارد و تا چه حد رفتارش با مقاصدش مطابقت دارد.
10 - تقوا
مشاور بايد باتقوا و آزاد از هواى نفس و ترسان از خدا باشد.
11 - علايق شايسته
لازم است مشاور به امور زير علاقه مند باشد تا در مشاوره كارامد و موفق باشد:
الف - علاقه مندى به شغل مشاوره و كار با افرادى كه مشكل دارند.
ب - علاقه مندى به رشد و پيشرفت ديگران .
ج - علاقه مندى به مطالعه در زمينه هاى گوناگون روان شناسى ، انسان شناسى ، علوم تربيتى و مشاوره كه مى تواند زمينه ساز مشاوره و راهنمايى باشد.
د - علاقه مندى به شركت در جلسات گروهى ، سمينارها در زمينه مشاوره و روان درمانى .
ه - علاقه مندى به بررسى و تحقيق در رفتارهاى آدمى و رسيدن به نتايج واقعى و شيوه هاى مؤ ثر در مشاوره و روان درمانى .
و - علاقه مندى به دفاع از حق و حقيقت .
ز - علاقه مندى به همدردى و همدلى با افراد دردمند و گرفتار.
ح - عدم علاقه به پست و مقام و عدم وابستگى به صاحب قدرت .
و اينك چند حديث ، در صفات مشاور بيان مى كنيم :
رسول اكرم (صلى الله عليه و آله ) فرمود:
شاوروا العلماء الصالحين ....(100)
((با دانشمندان صالح ، مشورت نماييد ...)).
على (عليه السلام ) فرمود:
خير من شاورت ذووا النهى والعلم واولوا التجارب والحزم .(101)
((بهترين كسى كه با او مشورت مى كنى ، صاحبان خرد و دانش و دارندگان تجربه و دورانديشانند)).
و نيز فرمود:
من شاور ذوى الالباب دل على الصواب .(102)
((كسى كه با صاحبان لب (خردمندان ) مشورت نمايد به راه درست ، راهنمايى مى شود)).
امام صادق (عليه السلام ) فرمود:
ان المشورة لا تكون الا بحدودها ... فاولها ان يكون الذى تشاوره عاقلا والثانية ؛ ان يكون حرا متدينا و الثالثة ؛ ان يكون صديقا مؤ اخيا ... واذا كان صديقا مؤ اخيا كتم سرك ....(103)
((مشورت ضوابطى دارد ... 1 - اينكه مشاور عاقل باشد. 2 - مشاور متدين و آزاد از هواى نفس باشد. 3 - دوست و برادر باشد ... و اگر برادر و دوست صميمى باشد، سر تو را كتمان مى نمايد و رازدار باشد ...)).
پيامبر اكرم (صلى الله عليه و آله ) فرمود:
شاوروا المتقين الذين يؤ ثرون الآخرة على الدنيا ويؤ ثرون على انفسهم فى اموركم .(104)
((با افراد متقى مشاوره نماييد كه آنان آخرت را بر دنيا و كارهاى شما را بر كارهاى خودشان ترجيح مى دهند)).
و نيز على (عليه السلام ) فرمود:
شاور فى امورك الذين يخشون الله ....(105)
((در كارت با كسى مشاوره كن كه از خدا خشيت و خوف دارد)).
امام صادق (عليه السلام ) در صفات مشاور مى فرمايد:
... واياك والراءى الفطير وتجنب ارتجال الكلام ولا تشر على مستبد براءيه ولا على وغد ولا على متلون ولا على لجوج و....(106)
((از دادن راءى بدون تاءمل و تعمق بپرهيز و از گفتن آنچه فورا بر زبان مى آيد، اجتناب كن و خود با كسانى كه داراى صفات زيرند به مشورت مپرداز:
الف - كسى كه به ناحق بر نظر خويش پافشارى مى كند.
ب - فرد آتش افروز و سخن چين .
ج - شخص چند چهره و منافق و متقلب .
د - فرد لجباز و ...)).
و نيز مى فرمايد:
شاور فى امورك مما يقتضى الدين من فيه خمس خصال : عقل و حلم و تجربة ، و نصح وتقوى ، فان لم تجد فاستعمل الخمسة واءعزم وتوكل على الله ، فان ذلك يؤ ديك الى الصواب ... وفى المشورة تعباء اكتساب العلم والعاقل من يستفيد منها علما جديدا ويستدل به على المحصول من المراد ....(107)
((در كارهايت با كسى مشاوره كن كه داراى پنج ويژگى و صفت باشد: عقل و درايت ، حلم و بردبارى ، تجربه و كاركشتگى ، علاقه مندى به پند و نصيحت ، تقوا و حفاظت نفس از امور ناشايست ، و اگر چنين كسى را نيافتى ، اين پنج صفت را در خود ايجاد كن و سپس با توكل بر خدا، تصميم بر كار خويش بگير، بدانكه اين صفات ، تو را به حقيقت مى رساند ... در مشاوره زحمت كسب علم وجود دارد و خردمند كسى است كه از مشاوره ، علم جديدى را به دست آورد و بر حاصلى از مقصود خود راه پيدا كند ...)).
و امام صادق (عليه السلام ) از ((لقمان )) نقل مى فرمايد كه به پسرش ‍ سفارش مى كرده كه :
... واءجهد راءيك لهم اذا استشاروك ثم لاتعزم حتى تثبت وتنظر ولا تجب فى مشورة حتى تقوم فيها وتقعد وتنام وتصلى وانت مستعمل فكرك وحكمتك فى مشورته ، فان من لم يمحض النصيحة لمن استشاره سلبه الله تبارك وتعالى راءيه ونزع عنه الاءمانة ....(108)
((هنگامى كه از تو مشورت بخواهند، براى آنان به كاربگير، سپس انديشه خود را براى ارائه نظر صائب و تا به يك راءى درست نرسيده اى ، تصميم بر اظهار نظر مگير و پاسخ مشورت (امور مهم ) را مده مگر آنكه در همه حال در قيام و قعود و خوابت روى آن بينديشى و نماز بخوانى و فكرت و حكمتت را خوب به كارگيرى و سپس به پاسخ اقدام كنى ، به درستى كه كسى كه خود را براى نصيحت و راهنمايى مراجعه كنندگانش آماده و ممحض ننمايد، خدا راءى و فكر صحيح را از او سلب مى كند و امانت عقل و انديشه را از او مى گيرد ...)).
فصل ششم : وظايف مراجعه كنندگان
براى افرادى كه به مشورت نيازمندند نيز وظايفى برشمرده اند؛ از جمله :
1 - مراجعه به كسى كه واجد شرايط مشاوره باشد و انتخاب نكردن افراد جاهل ، احمق ، غيرعاقل و بى شخصيت (پست ، بدگمان به خدا، حريص ، ترسو، دروغگو و...). براى مشاوره در اين باره رواياتى نقل شده است كه در ذيل ، اشاره مى شود:
اميرمؤ منان على (عليه السلام ) مى فرمايد:
لا تشاورن فى امرك من يجهل .(109)
((نبايد در كار خود با كسى كه نادان است مشورت كنى )).
و نيز امام صادق (عليه السلام ) فرمود:
استشر العاقل ....(110)
((با عاقل و غير احمق ، مشورت كن )).
همچنين آن حضرت مى فرمايد:
اياك ومشاورة النساء الا من جربت بكمال عقل ، فان راءيهن يجر الى الاءفن وعزمهن الى وهن .(111)
((از مشورت با زنانى كه به كمال عقلى نرسيده اند، بپرهيز؛ زيرا چه بسا راءيشان نسنجيده باشد و بر اساس امر نينديشيده اى نتيجه گيرى كنند و تصميم بگيرند)).
لازم به توجه است كه اين حديث مانند احاديث متعدد ديگر، دلالت دارند كه ((اسلام )) مردم را از مشاوره با زنان به صورت مطلق ، نهى نكرده است ، بلكه از مشاوره با زنانى نهى شده است كه به كمال عقلى نرسيده اند و يا برخى ديگر از صفات مشاور را ندارند و به همين جهت ، در احاديث ، مواردى به چشم مى خورد كه مشورت با زن مورد تاءييد قرار گرفته و به عنوان عامل مؤ ثر در موفقيت مرد به حساب آمده است ؛ مانند آنچه امام موسى بن جعفر (عليه السلام ) در مورد زن و مرد صالح از بنى اسرائيل نقل مى فرمايد:
((آن مرد خواب ديد كه خدا عمرش را نصف كرده ، يك نصف در مال و وسعت و نصف ديگر در ضيق و زندگى مشقت ، او مخير شد كه اول يكى از آن دو نصف را اختيار كند، او گفت : من زن نيكوكارى دارم كه شريك من در زندگى است ، با او مشورت مى كنم و به شما خبر مى دهم : ان لى زوجة صالحة وهى شريكى فى المعاش ، فاءشاورها فى ذلك ...، سپس او صبحگاه با همسرش مشورت كرد، همسرش گفت : نصف اول را اختيار كن و عافيت را ابتدا داشته باش . شايد خدا بعدا به ما رحم كند و نعمتش را بر ما تمام نمايد. او در شب بعد در خواب گفت كه من نصف اول را اختيار كردم ، خدا هم در روزى به او وسعت داد. همسرش به وى گفت : از اين مال به اقوام و نيازمندان ، همسايگان و برادرت بده .او هم چنين كرد. وقتى نصف اول عمر تمام شد، آن مرد همان را كه در خواب ديده بود، دوباره ديد، به وى گفته شد خدا از تو تشكر مى كند و بقيه عمرت هم در وسعت خواهى بود)).(112)
و نيز امام صادق (عليه السلام ) فرمود:
... فلا تستشر العبد والسفلة فى امرك ....(113)
((با افراد بى شخصيت و پست مشورت نكن )).
و نيز فرمود:
ولا تدخلن فى مشورتك بخيلا يعدل بك عن الفضل و يعدك الفقر ولا جبانا يضعفك عن الامور، ولا حريصا يزين لك الشره بالجور، فان البخل والجبن والحرص غرائز شتى يجمعها سوء الظن بالله .(114)
((در مشورت خود بخيل را راه مده ؛ زيرا تو را از عطا و تفضل به ديگران باز مى دارد و مى گويد تو فقير مى شوى . همچنين با فرد ترسو مشورت نكن ؛ چون تو را در تصميمات ، ضعيف و سست مى كند. و نيز حريص را طرف مشورت خود قرار مده ؛ چونكه حرص در طلب مال را - هرچند با تجاوز به حقوق ديگران - براى تو زيبا جلوه مى دهد. بدان كه بخل و ترس و حرص ، گرايشهاى مختلفى است كه جامع آنها بدگمانى به خداوند است )).
آن حضرت در جاى ديگر فرموده است :
لا تستشر الكذاب ، فانه كالسراب يقرب اليك البعيد ويبعد عليك القريب .(115)
((از دروغگو مشورت خواهى نكن ؛ زيرا او مانند سراب است و دور را براى تو نزديك و نزديك را براى تو دور جلوه مى دهد)).
2 - مراجعه كردن به مشاورى كه مورد اعتماد و پذيرش است . امام صادق (عليه السلام ) مى فرمايد:
... ولا تشاور من لا يصدقه عقلك وان كان مشهورا بالعقل والورع ....(116)
((با كسى كه مورد قبول عقل تو نيست مشورت نكن ، گرچه به عقل و تقوا (ديانت ) مشهور باشد)).
3 - پيروى از راهنماييهاى مشاور و مخالفت نكردن با تكاليفى كه او مشخص مى كند. حضرت امام صادق (عليه السلام ) در اين باره مى فرمايد:
استشر العاقل من الرجال الورع ، فانه لا ياءمر الا بخير واياك والخلاف فان مخالفة الورع العاقل مفسدة فى الدين والدنيا.(117)
((با عاقل متدين مشورت كن كه او بجز خير تكليف نمى كند و از مخالفت كردن با او بپرهيز؛ زيرا فساد در دين و دنيا را به دنبال دارد)).
و نيز فرمود:
... واذا شاورت من يصدقه قلبك فلا تخالفه فيما يشير به عليك و ان كان بخلاف مرادك ....(118)
((وقتى با كسى كه مورد قبول تو است مشورت مى كنى ، با او، در آنچه به ظاهر عليه تو نظر مى دهد، مخالفت نكن ، گرچه برخلاف خواسته ات باشد)).
البته بايد توجه داشت كه در صورت اختلاف راءى مشاوران ، لازم است از بهترين راءى پيروى كرد؛ چنانكه قرآن در توصيف خردمندان مى فرمايد:
... فبشر عباد # الذين يستمعون القول فيتبعون احسنه اولئك الذين هديهم الله واولئك هم اولواالالباب .(119)
((بشارت ده بندگان مرا كه سخنان را مى شنوند و بهترين آنها را پيروى مى كنند، اينان همان كسانى هستند كه خدا هدايتشان كرده است و آنان در حقيقت خردمندانند)).
4 - متهم نساختن مشاور و تشكر از اظهار نظرهاى وى . امام سجاد (عليه السلام ) در اين باره مى فرمايد:
واما حق المشير عليك فلا تتهمه ... فاما تهمته فلا تجوز لك اذا كان عندك ممن يستحق المشاورة ولا تدع شكره على ما بدالك من اشخاص راءيه وحسن وجه مشورته ....(120)
((حق مشاور بر مراجعه كننده اين است كه او را متهم نسازد. اتهام نسبت به كسى كه او را مستحق مشورت دانسته اى ، جايز نيست ؛ بلكه بايد از اظهار نظر و حسن پذيرشش در مشاوره تشكر كنى و او را سپاسگزار باشى )).
فصل هفتم : اصول مشاوره و راهنمايى
((اصل )) در لغت به معناى ريشه و منشاء و مصدر چيزى است و منظور از اصول مشاوره و راهنمايى ، ((قواعد و مفاهيم نسبتا كلى است كه بايد مبناى كار و فعاليت راهنمايان ، مشاوران و مراجعه كنندگان قرار گيرد)).
در اين باره تذكر چند نكته ضرورى است :
1 - از آنجا كه مشاوره ، خود نوعى راهنمايى است ، اصول مشاوره ، اصول راهنمايى نيز محسوب مى شود و در آنجا نيز به كار مى آيد.
2 - همه اصول مشاوره و راهنمايى در عرض هم و با يك نسبت از جهت شمول و كليت نيستند و به همين علت در تعريف گفته شد: ((قواعد و مفاهيم نسبتا كلى ))؛ بلكه برخى از اين اصول در طول يكديگرند و چه بسا يكى مبنا براى اصل يا اصولى ديگر باشد.
3 - اصول مشاوره و راهنمايى ، تنها مبناى فعاليتهاى مشاوره اى و راهنمايى در مدارس نيست ، بلكه اين اصول چه بسا مبناى راهنمايى و هدايت همه افراد در همه مراحل زندگى خواهد بود.
اصول مشاوره و راهنمايى عبارتند از:
1 - توجه به كرامت و شرافت ذاتى و اختيارى مراجعه كننده
هر انسانى ، با كرامت (121) آفريده شده و داراى احترام است و چه بسا فردى در سايه تقوا از كرامت اختيارى (122) نيز برخوردار باشد؛ از اين رو مشاور، وظيفه دارد تا با مراجعه كننده خود برخورد انسانى - اخلاقى داشته باشد و با تكريم شخصيتش او را در حل مشكلات موجود يارى رساند.
سنت پيامبر (صلى الله عليه و آله ) اين بود كه مراجعه كنندگان به خود را بسيار احترام مى گذاشت و حتى عباى خود را زير پاى آنان مى گسترانيد و بالشى كه تكيه گاه خود بود، به آنان مى داد.(123)
امام سجاد (عليه السلام ) يكى از حقوق مهم مشورت كننده را در اين مى داند كه مشاور، به شخصيت وى احترام گذارد و با مهربانى و نرمى سخن بگويد و با او انس گيرد.(124)
2 - آزادى و اختيار
در اسلام موضوع ((اختيار انسان )) بسيار مورد تاءكيد قرار گرفته و جبرگرايى نفى گرديده است . از اين روست كه انسان را در انتخاب راه هدايت و ضلالت ، آزاد گذاشته اند:
انا هديناه السبيل اما شاكرا واما كفورا.(125)
((ما راه درست را به انسان نشان مى دهيم ، او آزاد است كه بخواهد شاكر باشد و هدايت شود و يا ناسپاس و گمراه گردد)).
و يا گفته اند كه شما مردم در انتخاب دنيا و آخرت و ترجيح يكى بر ديگرى دو دسته ايد:
((يك دسته ، دنيا را برمى گزينيد و دسته اى ديگر آخرت را)).
... منكم من يريد الدنيا ومنكم من يريد الاخرة ....(126)
((... برخى از شما كسى هست كه خواهان دنياست و برخى از شما كسى است كه خواهان آخرت است ...)).
از ديدگاه اسلام ، فرستادن انبيا و تكليف به انسانها و پاداش و كيفر آنان و بهشت و جهنم و عدالت خدا و ... با اختيار و انتخاب انسان ، مفهوم پيدا مى كند و هرگز، اينها با مجبور بودن انسان سازگار نيست . پس يكى از اصول كه بايد مبناى مشاوره و راهنمايى قرار گيرد اين است كه به موضوع اختيار مراجعه كننده و لوازم آن توجه شود.
منظور از اصل آزادى و اختيار در مشاوره و راهنمايى اين است كه اولا: فرد در رجوع به مشاور و شركت در مشاوره ، آزاد است و نبايد به شركت در جلسه مشاوره و راهنمايى مجبور شود و يا مشاور خاصى بر او تحميل گردد.
ثانيا: در مشاوره ، به هيچ وجه ، فرد به كارى مجبور نشود و هدايت و راهنمايى به گونه اى صورت نگيرد كه شخص ناچار شود از روى اضطراب به كارى دست زند.
ثالثا: طرح مطالب هر فرد با انتخاب و تصميم خودش است هر فرد آن هنگام كه در خودش آمادگى ببيند، مطلب خود را بيان مى كند و نبايد مشاور، اصرارى بر آن داشته باشد تا تصور كند كه آزاديش از او سلب شده است .
رابعا: فرد، صاحب اختيار احساسات خويش است ، مشاور بايد حق بيان عواطف و احساسات را به وى بدهد و احساسات و عواطف مخصوص به او را محترم بشمارد.
خامسا: فرد، آزاد باشد تا براى مشكلش ، خود راه حل مناسبى پيدا كند و مشاور، راه حل معينى را به او تحميل نكند. بلكه او را راهنمايى كند تا خود او به راه حل مناسب برسد و آن را برگزيند و بجا تصميم بگيرد و عمل نمايد.
بر اين اساس ، فرد، هدف خود را عملى مى سازد و چنين احساس نمى كند كه به صورت برده ، هدف و آرمانهاى ديگرى را به اجرا درمى آورد.(127 )
قرآن در اين باره به پيامبرش مى فرمايد:
((تو با مردم مشورت بكن ولى انتخاب و تصميم و عمل با تو است كه با توكل بر خدا انجام مى دهى )).
... وشاورهم فى الاءمر فاذا عزمت فتوكل على الله ....(128)
امام سجاد (عليه السلام ) نيز در تاءييد آنچه گذشت مى فرمايد:
... فكن عليه فى راءيه بالخيار ....(129)
((تو در به كار بستن راءى و نظر مشاور، آزاد هستى )).
3 - راهنمايى بر اساس واقعيت و حق
توجه به اينكه راهنمايى و هدايت مشورت خواه ، به گونه اى انجام پذيرد كه بر اساس واقعيت و حق باشد كه اگر مشاور به جاى وى بود به همان هدايت عمل مى كرد. بنابراين ، نبايد اظهار نظر و هدايت وى خوشايند او يا بر اساس هواى نفس خود مشاور يا غير آن باشد و در صورت ناتوانى خود، او را به مشاوره فرد صلاحيتدار ديگر ارجاع دهد.
امام سجاد (عليه السلام ) مى فرمايد:
واما حق المستشير فان حضرك له وجه راءى جهدت له فى النصيحة واشرت عليه بما تعلم انك لو كنت مكانه عملت به ... وان لم يحضرك له راءى وعرفت له من تثق براءيه وترضى به لنفسك دللته عليه وارشدته اليه ، فكنت لم تاءله خيرا ولم تدخره نصحا ولا حول ولا قوة الا بالله .(130)
((از حقوق مشورت كننده نسبت به تو (مشاور) اين است كه به آن گونه راهنمايى اش كنى و نظر واقعى بدهى كه اگر تو به جاى او بودى همان را مى كردى ... و اگر از اين گونه راهنمايى و نظر دهى ، ناتوانى او را به مشاورى كه مورد وثوق است و تو او را براى خود مى پسندى ، ارجاع دهى ، اگر چنين كردى در راهنمايى و خيرخواهى كوتاهى نكرده اى . البته هيچ كارى بدون قدرت الهى مقدور نيست )).
پيامبر اكرم (صلى الله عليه و آله ) فرموده است :
... من استشار اخاه فاشار عليه بامر وهو يرى الرشد غير ذلك فقد خانه .(131)
((مشاورى كه در پاسخ مشورت خواه به چيزى نظر دهد و او را به امرى هدايت كند كه مى داند راه رشد و واقعيت ، چيز ديگرى غير از آن است ، به او خيانت كرده است )).
+ نوشته شده در  سه شنبه بیست و چهارم بهمن ۱۳۹۱ساعت 18:28  توسط اسماعیل-دوستکان  |